هم میهن

مازيار بهروز از شورشيان آرمان‌خواه گفت

تاریخ: 1388/2/15 17:48 - کد مطلب: 2738  

 

http://www.hammihannews.com/news/2738

Home

 

نوزدهمین نشست مجله‌ بخارا به بررسی كتاب شورشیان آرمان‌خواه؛ ناكامی چپ در ایران نوشته‌ مازیار بهروز با حضور نویسنده اختصاص داشت.

در این جلسه كه عصر روز گذشته (دوشنبه، ‌١٤ اردیبهشت‌ماه) برگزار شد، علی دهباشی به معرفی‌ مازیار بهروز پرداخت و گفت: مازیار بهروز متولد سال ‌١٣٣٧ در شهر تهران است. او فرزند جهانگیر بهروز از اعضای حزب توده‌ ایران است و این شاید زمینه‌ای بود كه از ابتدا با تاریخ و جنبش چپ در ایران آشنایی داشته باشد.

سردبیر بخارا افزود: بهروز برای ادامه‌ تحصیل در سال ‌١٣٥٤ به انگلستان و سپس به آمریكا رفت و در دانشگاه كالیفرنیا در لوس‌آنجلس (UCLA) در رشته‌ دكتری تاریخ تحصیل كرد و دانش‌نامه‌ خود را درباره‌ جریان‌های سیاسی چپ در دوران معاصر ایران نوشت كه به ‌صورت كتابی با عنوان شورشیان آرمان‌خواه به چاپ رسیده است.

كتاب دوم او با عنوان تأملاتی پیرامون تاریخ شورشیان آرمان‌خواه در سال ‌٢٠٠٦/١٣٨٥ در تهران منتشر شد. بهروز هم‌اكنون به عنوان استاد‌یار در رشته‌ تاریخ در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسكو تدریس می‌كند. او‌ همچنین تحقیق‌ها و پژوهش‌های متعددی در زمینه‌ دوره‌های مختلف تاریخ ایران، بویژه دوران صفویه، قاجار و تاریخ مشروطه انجام داده است؛ اما او را بویژه می‌توان تاریخ‌نگار و تاریخ‌پژوه جریان چپ در ایران برشمرد.

دهباشی یادآور شد: مازیار بهروز رابطه‌ خوبی با مطبوعات و روزنامه‌نگاران دارد. او همواره مقاله می‌نویسد و به مصاحبه می‌پردازد. از این جمله می‌توان به مقاله‌ها و گفت‌وگوهایی با عنوان: سیر سقوط اتحاد جماهیر شوروی: چرایی‌ها و چگونگی‌های سیاست آمریكا در برابر ایران، معضل رابطه‌ ایران و آمریكا، سلوك گم‌شده: سرنوشت سوسیال دموكراسی در ایران، سیر دموكراسی در شوروی و اصلاحات گورباچف، حقایق تاریخی پیرامون انحلال مجلس مؤسسان چه هستند؟ و ده‌ها مورد دیگر اشاره كرد. البته مقاله‌ها و مصاحبه‌های او در نشریات فارسی ایران نیز مرتب منتشر می‌شوند؛ اما مقالاتی هم برای نشریات انگلیسی‌زبان می‌نویسد.

در ادامه، مازیار بهروز - نویسنده‌ كتاب شورشیان آرمان‌خواه؛ ناكامی چپ در ایران - درباره‌ تألیفات در دست انجامش گفت: در ماه ژوئن در لندن درباره‌ی رابطه‌ی ایران و روسیه یا اتحادیه جماهیر شوروی سابق مقاله‌ای دارم و نیز درباره‌ی اوایل دوره‌ قاجار و برخورد ایرانیان با روس‌ها. همچنین زندگی عباس میرزای قاجار را به انگلیسی نوشته‌ام.

او سپس درباره‌ شخصیت امان‌الله قریشی كه از رهبران حزب توده بوده است، توضیح داد: او جزو گروه جهانسوز بود كه در اواخر دهه‌ی ‌٣٠ میلادی تمایلات فاشیستی داشتند. او در زندان با ‌٥٣ نفر آشنا می‌شود. آخرین مسؤولیتش، مسؤولیت كمیته‌ ایالتی حزب توده‌ی ایران بود و بعد از كودتا دستگیر شد. به او همواره این اتهام را می‌زدند كه كتاب سیر كمونیسم در ایران را او نوشته است؛ ولی همواره آن را رد می‌كرد.

بهروز ادامه داد: بعد از آزادی از زندان در یك مؤسسه‌ انتشاراتی انگلیسی‌زبان و مؤسسه‌ی ایران‌ - آلمانك با توجه به این‌كه به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، پهلوی و میانه‌ی باستان آشنا بود، كار كرد. یك كار دایرة‌المعارف‌گونه را نیز انجام داد با عنوان ایران‌نامك كه چگونگی پیدایش واژه‌ ایران را از زمان هخامنشیان تا به امروز در آن پی‌گیری كرد. او شخص مطالعه‌كرده‌ای بود و زندگی‌اش به بغرنجی تاریخ قرن ‌٢٠ ایران است.

مازیار بهروز همچنین اظهار كرد: قریشی با ارانی در زندان چند ماه هم‌سلول بود و خاطراتی را در این‌باره نوشته است كه من به این خاطرات در نوشتن كتاب حاضر نگاه نكرده‌ام.

سپس دهباشی پرسشی را مطرح كرد درباره‌ تأثیر جریان چپ بر ادبیات و هنر ایران و شدت این تأثیر و تسلط كه زمانی منجر به بایكوت خبری شدن اسماعیل فصیح در مطبوعات شده بود و می‌گفتند وی بورژوازی است؛ در حالی كه اولین نویسنده‌ای است كه طبقه‌ متوسط شهری را وارد رمانش كرده است، و بهروز توضیح داد: به نظرم، خیلی تاثیر نداشته است. من خیلی طرفدار فصیح هستم و همه‌ كتاب‌هایش را خوانده‌ام. اما در شعر، هر چه شاعر قابل ذكر داریم، بعد از جنگ جهانی، با چپ در ارتباط بوده است؛ مثل نادر نادر‌پور، سیاوش كسرایی و احمد شاملو. همه‌ این شاعران تن‌شان به تنه‌ چپ خورده بود. اما مثلا كسرایی شعرهایی دارد كه اصلا با این رئالیسم در ارتباط نیست؛ مثل شعر آرش كمانگیر كه خیلی ملی‌گرایی دارد و رئالیسم و سوسیالیسم مخالف ملی‌گرایی هستند.

او افزود: كسی كه ادیب و اهل شعر و شاعری و هنر بود، خیلی‌ هم به این حرف‌ها گوش نمی‌داد؛ مگر این‌كه چیزی همانند استالین بالای سرش می‌بود.

بهروز همچنین در پاسخ به پرسش دیگر دهباشی درباره‌ ترجمه ‌نشدن آثار شاعرانی از جمله ماندلشتام و آخماتوآ در ایران به‌ دلیل همین تسلط چپ، گفت: این موضوع را قبول دارم. آن جریان حضور داشته؛ اما تسلط كامل نداشته است؛ چون خیلی از شاعران و نویسندگان چپ ما اصلا به آن گوش نمی‌دادند. اسماعیل خویی خیلی شعر دارد كه اصلا در ژانر رئالیسم و سوسیالیسم نمی‌گنجد؛ منظورم چپ كمونیست است كه در جامعه‌ روشنفكری ما خیلی حرف برای گفتن داشت؛ اما غالب نبود.

این پژوهشگر درباره‌ افراط و تفریط جریان چپ در ایران گفت: این فضاسازی را رد نمی‌كنم؛ اما سیاه و سفید‌ نگاه كردن با فرهنگ ایرانی عجین شده و یك عارضه است و نمی‌شود آن‌را فقط به چپ نسبت داد. از بزرگ‌ترین مترجم‌های ما كه بیش‌تر آثار بورژوازی ما را ترجمه كرده، نجف دریابندری است؛ هم كمونیست بوده و هم در حزب توده. اما در مقدمه‌ پیرمرد و دریا هم مشخص است كه اگر به آن رئالیسم بورژوازی اعتقاد داشت، آن كتاب را ترجمه نمی‌كرد.

او در ادامه با اشاره به وضع تألیف و ترجمه در ایران درباره‌ ادبیات سیاسی، خاطرنشان كرد: وضعیت ترجمه در ایران خیلی عالی است. من چنین چیزی را در جا‌های مختلف كم‌تر می‌بینم؛ چون كپی‌رایت هم وجود ندارد، سه به هیچ به نفع ایران است. اما از قول نجف می‌گویم كه می‌گفت این مترجمان جدید فارسی‌ای می‌نویسند كه من دیگر نمی‌فهمم؛ یعنی هركسی برمی‌دارد یك چیزی را ترجمه می‌كند. وضع تألیف خوب نیست. خاطرات خوب دارد كار می‌شود و هرچه انجام شود، صواب است.

خاطرات‌نویسی خوب است؛ اما در ایران، ایرانی‌ها زیاد خاطره نمی‌نویسند و تاریخ هم نمی‌نویسند. شاید ترس دارند. یك مقدارش هم برمی‌گردد به فرهنگ شفاهی ما. در خارج از ایران، چه از نسل من و چه از نسل امروز كارهای تحقیقی زیادی در حال انجام است. نسل قدیم خیلی حرف برای گفتن دارد؛ اما دودل است كه بگوید یا نگوید.

او همچنین درباره‌ كتاب چریك‌های فدایی خلق كه به تازگی از سوی مؤسسه‌ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده است، گفت: این كتاب ارزش این را دارد كه بخوانیمش؛ اما خواننده می‌تواند آن‌جاهایی را كه نویسنده عناد داشته است، تشخیص دهد. من خوشحال‌ام قشر تحصیل‌كرده‌ ایرانی دارند روی تاریخ ایران كار می‌كنند. اگر صنعت ترجمه قوی شود و تیپ كسانی مثل نجف دریابندری را داشته باشیم، بهتر است. در این كتاب حداقل كاری كه شده، اسنادی به ما ارائه می‌شود، كه تا پیش از آن ندیده‌ام؛ پس باید آثار را غربال كرد.

 

منبع: ایسنا