Home

"دموکراسی در خاورمیانه" در گفتگو با مازیار بهروز

من معتقد نیستم مردمسالاری را می توان با زور حقنه کرد. باید گفتمانی باشد و بخش مهمی از جامعه (همان مذهبی ها) قانع شوند. این نوع کار طولانی است و نیاز به زیرساخت دارد. برخی مواقع خودِ مدعیانِ مردم سالاری می باید تعلیم تحمل و تسامح ببینند.
 
 
 
به نام خدا

 

اینک اولین مصاحبه از مجموعه مصاحبه ها در باب "دموکراسی در خاورمیانه" در  اختیار شما قرار می گیرد.همچون مجموعه "ریشه ها ،تاریخ و آینده سوسیال دمو کراسی در ایران" این مجموعه نیز با مصاحبه ای با دکتر مازیار بهروز آغاز می شود.امید دارم که این بحثها در روشن شدن مسیر حرکت به سوی دمو کراسی راهگشا باشند.از دکتر مازیار بهروز  به دلیل لطفشان تشکر می کنم.              سعید قاسمی نژاد

به نظر می رسد گفتمان دموکراتیک در پاسخ به مسایل خاورمیانه دچار ناسازگاریهای درونی است و در این منطقه دموکراسی در فرم با دموکراسی در محتوا دچار تناقض می شود به عبارت دیگر دموکراسی به عنوان روش به استقرار ارزشها و فرهنگ دموکراتیک منجر نمی شود و به تثبیت آنها یاری نمی رساند.

به نظر شما:

1- آیا همان گونه که می توان از دموکراسی به مثابه روش سخن گفت می توان از ارزشها و فرهنگ دموکراتیک نیز سخن گفت یا اینکه دموکراسی روشی است که با دستگاههای ارزشی متفاوت و متناقض سازگار است؟

 

-:دموکراسی را شاید بتوان قواعد "بازی" به شمار آورد. اگر بخواهم آن را معنی کنم، دموکراسی یعنی حق سیادت اکثریت اما فقط به شرط حفظ حقوق اقلیت.  این شکل حکومت میتواند در جوامع مختلف جلوه ی متفاوتی به خود گیرد ولی اصل مطلب در محتوا نمی تواند چندان متفاوت باشد. بدیهست که چنین نوع حکومتی ارزش و فرهنگ خاص خود را طلب می کند.

 

2- آیا برای گذار به دموکراسی می توان به خشونت متوسل شد؟امروزه در فضای فکری-فرهنگی داخل کشور این نظر حاکم است که گذار به دموکراسی  با توسل به خشونت امکان پذیر نیست و الگوهای هند ، افریقای جنوبی ، اروپای شرقی و.... مورد نظر هستند؛ در حالیکه ما در موارد گذار به دموکراسی در فرانسه و انگلستان شاهد نقش مثبت توسل به خشونت در گذار به دموکراسی هستیم و در موارد افغانستان و عراق این گذار اصولاً بدون اعمال خشونت امکان پذیر نمی بود و به نظر می رسد تحکیم آن نیز بدون اعمال خشونت بیشتر امکان پذیر نخواهد بود.

 

-: به گمان من توسل به قهر (خشونت) را نه می توان به شکل مطلق رَد کرد نه قبول. اما قهر نمی تواند و نباید اولین شیوه ی مبارزاتی باشد.  همانگونه که اشاره کردید در برخی از جوامع یکی و در برخی دیگری کاربرد داشته است. در مورد ایران باید تحلیل مشخص داشت و ازالگو برداری تا حد ممکن پرهیز کرد.  ولی باید این را اضافه کرد که حتا در جوامعی که قهر کاربرد داشته است (مانند آنان که نمونه آوردید) روند تحول با فاصله ی زیاد به مردم سالاری منتهی شد.

 

 

3-آیا برای تحکیم دموکراسی و گذار از دموکراسی حداقلی به دموکراسی حداکثری می توان از خشونت استفاده کرد؟به عنوان مثال آیا در یک جامعه به شدت مذهبی یا سنتی برای تثبیت حقوق بنیادین بشر در ساختار حقوقی و حقیقی که در بسیاری موارد با آموزه ها ی بعضی مذاهب و بعضی سنتها در تضاد هستند می توان از ابزار خشونت علیه کسانی که با محترم شمرده شدن آن حقوق برای همه شهروندان مخالفت می کنند استفاده کرد؟

 

-: من معتقد نیستم مردمسالاری را می توان با زور حقنه کرد.  باید گفتمانی باشد و بخش مهمی از جامعه (همان مذهبی ها) قانع شوند.  این نوع کار طولانی است و نیاز به زیرساخت دارد.  برخی مواقع خودِ مدعیانِ مردم سالاری می باید تعلیم تحمل و تسامح ببینند.

 

4- در نهایت به نظر شما در منطقه خاورمیانه اولویت با چیست؟بسط پروژه مدرنیته یا دموکراتیزاسیون؟و آیا اصولاً اولی پیش نیاز دومی نیست یا اینکه پیشبرد هر دو با هم هم ممکن است و هم مطلوب؟

 

-: به گمان من اولویت این هردو است و می تواند همگون و همزمان به پیش برده شود.  اما متاسفانه وجود امپریالیسم در منطقه مسایل را مخدوش و مشکل کرده است. مسأله ی فلسطین، اشغال عراق و افغانستان، برخورد هیئت حاکمه ی د ست راستی آمریکا با دینسالاران منطقه کلافی سردرگم بوجود آورده که راه برون رفت را مشکل کرده است.  همچنین باید توجه داشت که روند مردم سالاری و تجدد در ذات روندی تدریجیست.

 

موفق باشید،

 

مازیار بهروز